تبليغاتX
رهاب
 
رهاب
 
 
نوشته های یک عاشق و دلسوز موسیقی ایران زمین
 

شب چهارشنبه اول اردیبهشت‌ماه هشتاد و نه، وقتی برای دیدن برنامه‌ی کنسرت همایون و علی قمصری و گروه حصار به سالن میلاد وارد شدم در ابتدا شور و هیجانی از حق‌شناسی و تشویق باشندگان را شاهد بودم که در پاسخ به آن هر چه می‌کردم باز ناتوان بودم. لحظه‌ای آرام گرفتیم تا با ورود هنرمندان جوان رقص رنگین‌کمان صداها و چهچهه‌ها آغاز شود.

نظم سالن خوب بود و صدابرداری از همیشه بهتر بود. گروه همنوازان حصار، جوانان برخاسته از اصالت فرهنگ خانواده‌‍‌های موسیقی ایران با سرپرستی و آهنگسازی علی قمصری در کنار همایون از برخی دیواره‌ها و حصارهای دست و پا گیر سنت‌های کهن گذشته، ضمن احترام و فراگیری و حفظ نژادگی هنر آوا و نوای برخاسته از فکر و دست و پنجه و حنجره و دل‌های سازندگان و حافظان نغمات، مقام‌ها و ردیف‌ها و آهنگ‌های زندگی مردمان هر گله از سرزمین پهناور و کهن ایران‌زمین، ندای انباشته در اندیشه و دل‌های معصومانه‌ی خود را، به‌گونه‌ای دیگر از عرف گروه‌نوازی‌های شناخته‌شده‌ی صدساله‌ی اخیر که هر کدام در زمان خود تحسین‌برانگیز و دلنشین بوده‌اند، با واژه‌ها (موتیف‌ها) و نغمات و رنگین‌کمان صداهای زیر و بم و ریتم‌های پر شور و حال برخاسته از دل علی قمصری را به گوش جان رساندند.

شنونده در این شب می‌باید چهار تا چشم و گوش دیگر از کنار دستی خود قرض می‌گرفت تا ببیند و بشنود این جوانان پرانگیزه چه فتنه‌ای به‌پا کرده‌اند. پنجاه سال است که در موسیقی حرفه‌ای در کنار اساتید و هنرمندان بزرگ و صاحب سبک و آفرینش بوده‌ام. از آنها آموختم و نیز ارائه و تدریس کردم، با دیگر موسیقی‌های پیشرفته‌ی ملل کم و بیش آشنا بوده و به‌دقت گوش کرده‌ام، از کلاسیک تا جاز و پاپ ماندگار گرفته تا موسیقی‌هایی که هر چند سال یک‌بار از درون جوامع برمی‌خیزد و فروکش می‌کند را شنیده‌ام، اما اندیشه‌ی ریتمیک آهنگینی بدین‌گونه که ثانیه‌های زودگذر را متوقف کند و هر ثانیه بیش از ده صدای هماهنگ در پیوند با واژه‌های دلنشین و ریتم‌های ترکیبی و پیچیده را بیافریند تا به‌حال ندیده‌ام، منظورم سرعت در نوازندگی نیست بل در زمانی زودگذر پیوند هنرمندانه و منطقی صداهای یک واژه از جملگان بر آمده از اندیشه‌ی علی قمصری است، که با تردستی نوازندگان پرشور و جوانش همچون چکاچک شمشیرهای آهنگین سرداران جوان، گاه می‌جنگد و گاه نغمه‌ی همنوایی سرمی‌دهد و گاه چون آواز عاشقانه‌ی مرغان کوچک و بزرگ جنگل‌های سرسبز که با نغمه دلبری و دلدادگی جفت خود را به میهمانی زندگی می‌خوانند به‌گوش جان می‌رسید.

این‌همه برخاسته از شهامت جوانانی است که در شرایط مناسب، بار درون خود را آزاد می‌کنند و شور و شادی می‌بخشند. هر بار که شاهد شهامت هنرمندانه‌ی هنرمندی خلاق بوده‌ام دیده‌ام که چگونه دل‌های زمانه تسخیر او شده و با او زندگی کرده‌اند، نمونه‌ی آشکارش استاد حسین علیزاده است که آغازگر راهی در آهنگسازی و همنوازی شد که هنرمندان بعد از او این جرئت و شهامت را پیش رو دارند و موفقیت او را همچنان شاهدند.

علی قمصری به‌شکلی گاه نه چندان دور و گاه متفاوت و مخصوص خود، صداهای زیر و بم و هماهنگ را به بازی هنرمندانه می‌گیرد و چون آبشاری بر دل شنونده می‌ریزد. شهامتش از حد گذشته و گستاخانه صداها را مجبور به همزیستی مسالمت‌آمیز می‌کند. از طرز کارش پیداست که امکانات سازها و نوازندگان را به‌خوبی می‌شناسد. تک‌تک نوازندگان جوان، سامان صمیمی، نگار خارکن، نوشین پاسدار، عربشاهی، مصباح قمصری، رضایی‌نیا، نصیری و آئین مشکاتیان همگی در صحنه خوش درخشیدند و به‌هنگام توان و استعداد همنوازی و همنوایی خود را نشان دادند. سهراب پورناظری شهامت و استعداد فوق‌العاده‌ای در نوازندگی و هماهنگی از خود نشان داد. علی قمصری خود چیره‌دست و مسلط ساز را در اسارت خود داشت و صحنه را به‌خوبی اداره می‌کرد.

چنین قطعات سریع و پیچیده را در استودیو به‌راحتی می‌توان با چند بار تکرار ضبط کرد؛ اما برای صحنه جرئت و اعتماد به نفس و تمرینات فشرده را طلب می‌کند که همگی داشتند. همایون نشان داد که فرزند خلف نغمه و آواز است و ریتم‌ها هر قدر ترکیبی و پیچیده باشند به‌راحتی از عهده بر می‌آید و با استفاده از تکنیک خود تحسین و تشویق همگان را بر می‌انگیزد. در آن شب، این جوانان پر استعداد کاری کردند که هر بیننده‌ای به‌پا می‌خاست و با کف زدن‌ها و فریاد شادی سالن را روی سر خود می‌گذاشتند.

در چهره‌ی علی قمصری به‌خوبی دیده می‌شد پدیده‌ای است پرانگیزه که می‌تواند صحنه‌های بین‌المللی را تسخیر کرده و شگفتی بیافریند. در همین جا با ذکر نکته‌ای معترضه به پدران و مادران و مسئولان امور بسنده می‌کنم. که توان و استعداد جوانان را باور کنیم. انباشت این نیروهای پرانگیزه و هدف را ناروا داشته، راه آزاد شدن و به هدف رسیدن آنها را فراهم کنیم. ما در همه‌ی زمینه‌های اجتماعی، از ریاضی و فیزیک و صنعت و هنر گرفته تا پزشکی و ورزش و فرهنگ و ... فراوان نیروهای انباشته در درون جوانان داریم که باید راه آزاد شدن مفید این نیروها را دریابیم و برنامه‌ریزی کنیم تا به‌شکل شایسته‌ای در جهت تعالی زندگی آینده‌ی مردم به پیش رود و آرامش اجتماعی به بار آورد. و الا انباشت و فشردگی آن به انفجاری تبدیل شده که جز ویرانی، پریشانی جامعه و پشیمانی حاصلی به بار نخواهد آورد.

یک از صدها سخن این بود و ما گفتیم.

محمدرضا شجریان ۲/۲/۱۳۸۹

 |+| نوشته شده در  ساعت 11:8  توسط سینا  | 

نوازنده‌ی تار، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز
متولد سال 1336در مهدی شهر سمنان.
موسیقی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. وی هنرجوی هنرستان موسیقی بود. سپس در سال 1354 با ورود به دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران) در دو رشته ی نقاشی و موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن ردیف (تار و سه‌تار) پرداخت.
سال 1356 به عضویت گروه موسیقی «شیدا» در آمد و در تولید و خلق مجموعه‌ی آلبوم‌های «چاووش» مشارکت داشت و نیز عضوهیت مؤسس «کانون چاووش» شد. انتشار آلبوم‌های «بچه‌ها بهار» (با حسین علیزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاش‌های مستقل او در دهه‌ی شصت بود.
وی در سال 1363 به آلمان عزیمت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت 20 سال اقامت، وی در راه‌اندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرت‌ها و سمینارهای سالانه‌ی مرتبط با موسیقی ایرانی وتدریس موسیقی و همچنین انتشار آلبوم‌هایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ریز» و... تلاش‌هایی جدی صرف نمود
از سال1364شروع به تدریس در دانشگاه هنر(موسیقی)کرد. مجید درخشانی هم اکنون  سرپرست گروه های«نوا»(در آلمان)« خورشید»و« شهناز» است.
دیگر اثار استاد مجید درخشانی  :در خیال ( با صدای  استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف) و...
 |+| نوشته شده در  ساعت 11:6  توسط سینا  | 

نوازنده‌ی تار، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز
متولد سال 1336در مهدی شهر سمنان.
موسیقی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. وی هنرجوی هنرستان موسیقی بود. سپس در سال 1354 با ورود به دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران) در دو رشته ی نقاشی و موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن ردیف (تار و سه‌تار) پرداخت.
سال 1356 به عضویت گروه موسیقی «شیدا» در آمد و در تولید و خلق مجموعه‌ی آلبوم‌های «چاووش» مشارکت داشت و نیز عضوهیت مؤسس «کانون چاووش» شد. انتشار آلبوم‌های «بچه‌ها بهار» (با حسین علیزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاش‌های مستقل او در دهه‌ی شصت بود.
وی در سال 1363 به آلمان عزیمت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت 20 سال اقامت، وی در راه‌اندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرت‌ها و سمینارهای سالانه‌ی مرتبط با موسیقی ایرانی وتدریس موسیقی و همچنین انتشار آلبوم‌هایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ریز» و... تلاش‌هایی جدی صرف نمود
از سال1364شروع به تدریس در دانشگاه هنر(موسیقی)کرد. مجید درخشانی هم اکنون  سرپرست گروه های«نوا»(در آلمان)« خورشید»و« شهناز» است.
دیگر اثار استاد مجید درخشانی  :در خیال ( با صدای  استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف) و...
 |+| نوشته شده در  ساعت 11:6  توسط سینا  | 

نوازنده‌ی تار، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز
متولد سال 1336در مهدی شهر سمنان.
موسیقی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. وی هنرجوی هنرستان موسیقی بود. سپس در سال 1354 با ورود به دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران) در دو رشته ی نقاشی و موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن ردیف (تار و سه‌تار) پرداخت.
سال 1356 به عضویت گروه موسیقی «شیدا» در آمد و در تولید و خلق مجموعه‌ی آلبوم‌های «چاووش» مشارکت داشت و نیز عضوهیت مؤسس «کانون چاووش» شد. انتشار آلبوم‌های «بچه‌ها بهار» (با حسین علیزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاش‌های مستقل او در دهه‌ی شصت بود.
وی در سال 1363 به آلمان عزیمت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت 20 سال اقامت، وی در راه‌اندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرت‌ها و سمینارهای سالانه‌ی مرتبط با موسیقی ایرانی وتدریس موسیقی و همچنین انتشار آلبوم‌هایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ریز» و... تلاش‌هایی جدی صرف نمود
از سال1364شروع به تدریس در دانشگاه هنر(موسیقی)کرد. مجید درخشانی هم اکنون  سرپرست گروه های«نوا»(در آلمان)« خورشید»و« شهناز» است.
دیگر اثار استاد مجید درخشانی  :در خیال ( با صدای  استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف) و...
 |+| نوشته شده در  ساعت 11:6  توسط سینا  | 

نوازنده‌ی تار، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز
متولد سال 1336در مهدی شهر سمنان.
موسیقی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. وی هنرجوی هنرستان موسیقی بود. سپس در سال 1354 با ورود به دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران) در دو رشته ی نقاشی و موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن ردیف (تار و سه‌تار) پرداخت.
سال 1356 به عضویت گروه موسیقی «شیدا» در آمد و در تولید و خلق مجموعه‌ی آلبوم‌های «چاووش» مشارکت داشت و نیز عضوهیت مؤسس «کانون چاووش» شد. انتشار آلبوم‌های «بچه‌ها بهار» (با حسین علیزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاش‌های مستقل او در دهه‌ی شصت بود.
وی در سال 1363 به آلمان عزیمت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت 20 سال اقامت، وی در راه‌اندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرت‌ها و سمینارهای سالانه‌ی مرتبط با موسیقی ایرانی وتدریس موسیقی و همچنین انتشار آلبوم‌هایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ریز» و... تلاش‌هایی جدی صرف نمود
از سال1364شروع به تدریس در دانشگاه هنر(موسیقی)کرد. مجید درخشانی هم اکنون  سرپرست گروه های«نوا»(در آلمان)« خورشید»و« شهناز» است.
دیگر اثار استاد مجید درخشانی  :در خیال ( با صدای  استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف) و...
 |+| نوشته شده در  ساعت 11:6  توسط سینا  | 

نوازنده‌ی تار، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز
متولد سال 1336در مهدی شهر سمنان.
موسیقی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. وی هنرجوی هنرستان موسیقی بود. سپس در سال 1354 با ورود به دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران) در دو رشته ی نقاشی و موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن ردیف (تار و سه‌تار) پرداخت.
سال 1356 به عضویت گروه موسیقی «شیدا» در آمد و در تولید و خلق مجموعه‌ی آلبوم‌های «چاووش» مشارکت داشت و نیز عضوهیت مؤسس «کانون چاووش» شد. انتشار آلبوم‌های «بچه‌ها بهار» (با حسین علیزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاش‌های مستقل او در دهه‌ی شصت بود.
وی در سال 1363 به آلمان عزیمت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت 20 سال اقامت، وی در راه‌اندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرت‌ها و سمینارهای سالانه‌ی مرتبط با موسیقی ایرانی وتدریس موسیقی و همچنین انتشار آلبوم‌هایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ریز» و... تلاش‌هایی جدی صرف نمود
از سال1364شروع به تدریس در دانشگاه هنر(موسیقی)کرد. مجید درخشانی هم اکنون  سرپرست گروه های«نوا»(در آلمان)« خورشید»و« شهناز» است.
دیگر اثار استاد مجید درخشانی  :در خیال ( با صدای  استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف) و...
 |+| نوشته شده در  ساعت 11:6  توسط سینا  | 
نوازنده ی سه تار
متولد : 1348 تهران
تحصیلات :
کارشناس نقاشی، کارشناس ارشد ارتباط تصویری ( گرافیک ) از دانشگاه آزاد اسلامی، کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر
سابقه آموزشی:
·         فراگیری سه تار نزد استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده در مرحله مقدماتی سال 1358
·         فراگیری ردیف نوازی نزد استاد پرویز مشکاتیان سال 1360
·         فراگیری ردیف نوازی نزد استاد مهربانو توفیق در دانشگاه هنر سال 1368
 
سابقه فعالیت هنری:
اجرای کنسرت با سرکار خانم سیما بینا در سال 1370 در تهران
طراحی گرافیک آثار استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان از سال 1372
طراحی و اجرای صحنه کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز 1387
اجرای کنسرت با گروه شهناز در سال 1387
 |+| نوشته شده در  ساعت 11:2  توسط سینا  | 

این ۹ پیشگویی است که در سنگ نوشته هایی در پرو کشف شده و در کتاب پیشگویی آسمانی اثر جیمز ردفیلد به صورت داستان بیان شده است . همچنین این ۹ بصیرت در فیلم پیشگویی آسمانی که داستان آن برگرفته شده از همین کتاب است ، به نمایش گذاشته شده است .

بصیرت اول : ما انسانها بار دیگر در می یابیم که در جهانی عمیقاً رمز آلود زندگی می کنیم - جهانی مملو از تطابق های ناگهانی و رویدادهای همزمان از پیش مقدر .

بصیرت دوم : هنگامی که در میان ما افراد بیشتری از وجود این راز آگاه شدند ،  یک جهان بینی کاملاً تازه بوجود می آوریم – تعریف جدیدی از هستی بر پایه انرژی روحانی .

بصیرت سوم : ما درمی یابیم که همه چیز در اطرافمان و خمیره اصلی همه موجودات ، نوع خالصی از انرژی نامرئی الهی است ، که ما تدریجاً شروع به مشاهده و درک آن خواهیم نمود .

بصیرت چهارم : از این درونما می توان مشاهده کرد که بشر همواره احساس ناامنی و قطع ارتباط با این منبع انرژی روحانی را داشته و سعی کرده این انرژی را از طریق احاطه بر دیگران و گرفتن انرژی آنها تأمین کند – این کشمکش دلیل تمامی درگیری های بشر است .

بصیرت پنجم : تنها راه حل ، پایه ریزی رابطه شخصی مداوم با این انرژی روحانی درون است که منجر به یک دگرگونی عرفانی شده و احساس بی پایانی از عشق و انرژی را برای ما به ارمغان می آورد و با افزایش درک زیبایی ما را به سوی آن آگاهی برتر سوق می دهد  .

بصیرت ششم : با این آگاهی ، ما قادر خواهیم بود بر الگوی رفتاری دیرنه خود که همان روش تسلط و تصاحب انرژی دیگران است فائق آئیم و حقیقت وجودی خود و مأموریت زندگیمان را کشف کنیم – ما اینجاییم تا بشریت را در مسیر تکاملی خود به سمت مرحله تازه ای از حقیقت هستی یاری رسانیم .

بصیرت هفتم : با پیگیری این ماموریت ما به کشف دریافت ها و الهامات درونی هدایتگر خود نائل می شویم و اگر تنها تغییرات مثبت را در نظر بگیریم ، جریانی از رویدادهای همزمان درهای موفقیت در این ماموریت را خواهد گشود .

بصیرت هشتم : آن هنگام که تعداد کافی از ما در این جریان تکاملی قرار گرفتیم و همواره در حال دادن انرژی به اطرافیانمان برای ظهور خود برتر آنها هستیم – فرهنگ جدیدی بنا می کنیم که در آن جهان هستی به سوی درجات بالاتری از پویایی و احساس سیر خواهد کرد .

بصیرت نهم : از این طریق ، ما در سفر طولانی هستی که از انفجار بزرگ آغاز شده و تا مقصد نهایی حیات ادامه دارد شرکت خواهیم کرد تا نسل به نسل با پویاتر کردن جهان ، به بهشتی که عاقبت خواهیم دید پا گذاریم .

 

تقديم به سني احمد خواجو (الگوي رفتار و اخلاق در زندگي بنده حقير)

 

 |+| نوشته شده در  ساعت 1:20  توسط سینا  | 
از دوستي که نمي شناسمش نقل کرده اند؛ «موسيقي در اين سرزمين حکايت ماه آسمان است. گاهي چون

شب 14 قرص تمام و درخشان و مطمئن چشم ها را خيره مي کند و گاهي ديگر چون شب اول باريک و

نحيف و نزار است چنانکه حتي مي هراسي نکند آب برود و ناپديد شود.» ديگر همه مي دانيم که فارغ از

اينکه دولت ها چه بينديشند، مهم اين است که آراي بزرگان ديني درباره موسيقي از تکذيب و حرام کامل تا به

ترديد و (معدودي نيز) تاييد استوار است. حيف که هيچ يک از گرايش هاي فکري دولت هاي پيشين هم يا

نخواست يا نتوانست مفري به عنوان «فصل الخطاب» براين سه راهي چه کنم چه کنم تعيين کند و همچنان

 موسيقي غير از آن سه ماهي که کاملاً به اغما مي رود در 9 ماه ديگر سال، آبستن نوزادهايي باريک و

نحيف است تا قرص تمام. جاي شما خالي اگر 30 و 31 تير در فرهنگسراي نياوران نبوديد. قريب به 126

هنرجوي موسيقي هنرستان هاي زيرنظر دفتر مطالعات و برنامه ريزي آموزش هاي فرهنگي و هنري

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گردهم آمده بودند تا با برپايي دومين جشنواره موسيقي هنرجويان، جامعه ا

ي را به تصوير کشند که با آگاهي از حال و روز موسيقي، دل به آموختن پايه اي آن سپرده اند و به جاي

مشاغل پردرآمد، موزيسين شدن را برگزيده اند. 70 دختر و 56 پسر از اول راهنمايي تا سوم دبيرستان،

صبح تا عصر روزهاي يادشده در دو سالن گوشه و اصلي در محضر اساتيد برجسته به اجراي آموخته

هايشان پرداختند. اکثر اين 126 نفر تک نوازي ساز داشتند. سازهاي هنرجويان موسيقي از ايراني اصيل

سنتور، ني، کمانچه، قانون و عود بود تا سازهاي کلاسيک و کاملاً غربي پيانو، کلارينت، ابوا، ويولن،

هورن و کمتر اين 120 نفر در چهار گروه موسيقي و يک گروه کر داشته هايشان را رو کردند. راستي،

جشنواره در چهار گرايش رقابتي؛ «تک نوازي سازهاي ايراني، تک نوازي سازهاي جهاني، آهنگسازي و

گروه نوازي» و يک گرايش غير رقابتي کر برگزار شد. اما نکته مهم اين بود که حضور چهره هاي شاخصي

نظير هوشنگ ظريف، محمد سرير، مليحه سعيدي، سياوش ظهيرالديني، ارفع اطرايي و... در جمع داوران

گرايش هاي يادشده، بيانگر اهميت بسيار بالايي است که برگزارکنندگان براي مقوله موسيقي هنرجويي قائلند.

1- حدود 50 هنرستان هنرهاي زيبا در سراسر کشور زيرنظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مشغول فعاليتند که شايد برايتان جالب باشد اگر بدانيد از اين ميان تنها هفت هنرستان مجوز آموزش موسيقي دارند،

126 هنرجويي که در دومين جشنواره موسيقي هنرنمايي کردند برگزيدگان همين هفت هنرستان هستند؛ دو هنرستان پسران و دختران در تهران، به همين ترتيب در اصفهان، يک هنرستان پسران در شيراز، ديگري هم براي آقاپسرهاي اروميه اي و آخري هم براي پسرهاي قند عسل تبريزي همين،

به عبارت صريح تر تنها و تنها هفت هنرستان موسيقي در پنج استان کشور داريم که تازه پنج تا از آنها اختصاصي براي آقاپسرهاست و دو تا هم براي دخترخانم ها. اين نکته که نوجوانان و جوانان مشتاق 25 استان ديگر کشور چه مي شوند يک طرف، به نکته ديگر توجهتان را جلب مي کنم که به رغم دوبرابر بودن شمار هنرستان هاي پسران نسبت به دختران، به دومين جشنواره موسيقي هنرجويي 70 دختر و 56 پسر راه پيدا کردند. اين درحالي است که تنها دختران تهراني و اصفهاني مجال ابراز وجود يافته اند. مساله ديگر اين است که هنرجويان موسيقي هنرستان هاي تهران پس از پايان دوره ابتدايي مي توانند از مقطع راهنمايي وارد اين هنرستان ها شوند اما در شهرستان ها هنرستان هاي موسيقي از مقطع دبيرستان هنرجو مي پذيرند که احتمالاً بايد در مرحله کنکور و ورود به دانشکده موسيقي رقابتي نابرابر ميان شان پديد آيد.

2- احتمالاً شما هم مثل نگارنده با خود انديشيده ايد هفت هنرستان چگونه مي تواند پاسخگوي هجوم ميليوني نوجوانان علاقه مند به موسيقي باشد. اگر چنين در ذهن پرورانده ايد مثل نگارنده دچار وهم شده ايد، «مليحه سعيدي» سرپرست گروه «نيريز» و نوازنده برجسته «قانون» که از داوران جشنواره موسيقي هنرجويي هم بود، مي گفت؛ «زمان ما براي هنرستان دخترانه موسيقي هر سال 600 متقاضي وجود داشت که از ميان آنها تنها دو کلاس 35تايي انتخاب مي شد اما امروزه در همين هنرستان تنها 46 نفر متقاضي ثبت نام اند و ما 21 نفر را برمي گزينيم.» او افزود؛ «از ميان 600 نفر ممکن بود شما با يکي دو نخبه و استعداد تازه هم برخورد کني اما از ميان 46 نفر بعيد است شما يکي دو استعداد متوسط هم پيدا کني.» از نظر شما وقتي در تهران 12 ميليوني تنها 46 دختر پس از دوران ابتدايي سوداي ورود به هنرستان موسيقي دارند در باقي استان ها اوضاع چگونه است؟ گفتم که براي پيداکردن مقصر زود است با اين آمار انگار نگرش پدر و مادرها نسبت به گذشته تغيير پيدا کرده است و سخت اجازه مي دهند نوجوانان به جاي روال عادي آموزش و پرورش به هنرستان هاي موسيقي بروند.

3- هوشنگ ظريف نوازنده چيره دست تار و يکي از داوران دومين جشنواره موسيقي هنرجويي معتقد است نوجوانان و جواناني که به اين هنرستان ها مي آيند براساس روحيه خاص اين سنين، تب روز جامعه آنها را تحت تاثير قرار مي دهد. آنها ماهواره مي بينند و در مراجعه به هنرستان ها ساز ويولن و پيانو را به عنوان ساز تخصصي و درسي برمي گزينند و از آنجا که نشان دادن ساز ايراني در رسانه ملي ممنوع است (،) هيچ گرايشي به انتخاب ساز ايراني ندارند.

 |+| نوشته شده در  ساعت 0:28  توسط سینا  | 

موسیقی در دین اسلام....

در رابطه با اين بحث مناسب است به چند چيز پرداخته شود:
1. معناي موسيقي 2. انواع موسيقي 3. حكم فقهي موسيقي 4. ضررهاي اجمالي موسيقي.
1. معناي موسيقي:
موسيقي هنري است كه از تنظيم و تركيب اصوات بوجود مي‌آيد و زيبايي آن بر حسب اثري كه در ذهن شنونده دارد سنجيده مي‌شود.
[1]
2. انواع موسيقي:
موسيقي در يك تقسيم‌بندي به موسيقي طبيعي و موسيقي هنري تقسيم مي‌شود و موسيقي هنري به موسيقي حلال و حرام تقسيم مي‌گردد.
موسيقي طبيعي عبارتست از نغمه‌هاي جويبارها، صداي آبشارها، صداي وزش بادهاي ملايم در درختان انواع پرندگان آواز قمري و كبك و هزاردستان. كه چون نواهاي طبيعي است و غالباً يك رنگ و يك نواخت و بر يك آهنگ و ميزان ملايم است، مسرت بخش است و حلال مي‌باشد.
موسيقي هنري عبارتست از آهنگ‌هايي كه بشر آنها را ساخته است و، وسايل مصنوعي آن، در دنياي كنوني عبارت است از تار، ويولون، سنتور، اكوردئون، گيتار، پيانو و غيره آهنگ‌هاي مصنوعي داراي زير و بم و ارتعاشات و تحريكات گوناگوني است كه گاه مي‌خنداند و زماني مي‌گرياند؛ گاهي به در افراط نيروي نشاط را در آدمي تحريك مي‌كند.
[2]
3. اگر موسيقي هنري تحريك كننده شهوت و هيجان جنسي باشد و يا همراه آلات لهو و غنا باشد يا مناسب مجالس لهو باشد حرام است و جايز نيست مثل ساز زدن، دايره زدن و غيره اما اگر تحريك كننده نباشد و مناسب مجالس لهو نباشد جايز است و اشكال ندارد.
[3]
4. ضررهاي موسيقي در روايات:
دربرخي روايات فقط از موسيقي‌هاي خاصي منع شده و حرام شمرده شده است و درباره بعضي از موسيقي‌ها منعي وجود ندارد و عدم منع به معناي فايده داشتن و مفيد بودن
و باعث كمال بودن نیست
!

موسيقي از نگاه فارابي...

:

 
موسیقی سه نوع است اول نشاط‌انگیز، دوم احسا‌س‌انگیز، سوم خیال‌انگیز. موسیقی طبیعی می‌باید یکی از این سه تأثیر را ایجاد کند. چه برای تمام مردم و همیشه اوقات و چه برای اکثر مردم و اغلب اوقات.
موسیقیهایی که تأثیرشان بیشتر عمومیت داشته باشد طبیعی‌تر هستند و موسیقی کامل‌تر و برتر و سودمندتر آن است که دارای ویژگیهای اقسام سه‌گانه فوق باشد و موسیقی عالی‌تر آن است که با گفتار توأم باشد.
نهاد اجرای موسیقی نیز بر دو نوع است یکی نهاد اجرای آهنگهای کامل که با صدای انسان شنیده می‌شود و دیگری نهاد اجرای آهنگهایی که به وسیله آلات موسیقی نواخته می‌شود. برای مثال هنر نواختن عود و هنر نواختن اقسام تنبور و آلات موسیقی دیگر آهنگهایی که از آلات موسیقی شنیده می‌شود یا برای پاسخگویی به آواز ساخته می‌شوند که تا حد امکان از آن تقلید کنند و یا برای همراهی کردن و تقویت آن و یا به عنوان پیش‌درآمد و قطعه‌هایی میان درآمد، برای استراحت آوازخوان و یا تکمیل آواز آنچه که از عهدة خواننده خارج است.
موسیقی‌ِ ‌سازی که آواز همراه ندارد برخی از عوامل تکامل را ندارد و شنیدن آن انتظار شنونده را برآورده نمی‌کند. فارابی همچنین معتقد است که موسیقی هنری روح‌افزاست و در این باره می‌گوید:
موسیقی تحمل رنج را آسان می‌سازد تا آنجا که مفهوم گذشت زمان را از میان می‌برد. انسانها برخی برای طلب احساسهای مطبوع، آرامش، فراموشی، خستگی و گذشت زمان آواز خوانده‌اند و برخی برای تقویت یا تضعیف یک حالت روحی یا یک میل و یا برای تغییر، تشدید فراموشی و تسکین آن و بعضی دیگر برای حالت دادن به حکایات منظوم خود و ایجاد و تحریک تصو‌ّر و تخی‍ّل شنونده.
این آوازها کم‌کم از فردی به فرد دیگر و از زمانی به زمان دیگر و از قومی به قوم دیگر منتقل شده، پیشرفت کرده و رو به تکامل رفته است. حکیم ابونصر فارابی دربارة، موارد استفادة انواع موسیقی توسط انسان معتقد است:
بشر هر یک از انواع موسیقی را در مورد خاصی از اوضاع زندگانی به کار می‌برد. بعضی را در شادی و برخی را در غم و بعضی دیگر را در نماز و برخی دیگر را در گفت‌وگوی حکایات معمول! فارابی در ادامه گفتار خود دربارة همراهی موسیقی و کلام (آواز) و پیدایش و تکامل آلات موسیقی می‌گوید: وقتی موسیقیدانان مشاهده کردند همراهی سازی آن را باصداتر، غنی‌تر و مطبوع‌‌تر می‌کند و یادگیری آن را به سبب شعر و ریتم آسان‌تر می‌سازد بر آن شدند در اجسام مختلف نتهای شبیه نتهای آواز پدیدار سازند. بدین منظور جست‌وجو نمودند در چه نقطه‌ای از آن اجسام هر یک از نتهای آهنگهای شناخته‌شده و حفظ‌گشته پدیدار می‌شوند. همین که جای نتها تعیین شد آنها را پرده‌بندی کرده و با آنها آهنگ اجرا نمودند.

در پايان اين شعر رو به تمامي عاشقان موسيقي تقديم ميكنم:

رقص آنجا کن که خود رابشکنی
پنبه را از ریش شهوت برکنی
رقص و جولان بر سر میدان کنند
رقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستی زنند
چون رهند از نقض خود رقصی کنند
مطربانشان از درون دف می زنند
بحرها در شورشان کف می زنند

 

 |+| نوشته شده در  ساعت 18:56  توسط سینا  | 
 
  بالا